از مشاوران رازنامه بپرسيد
اسداله مستوفي
مشاوره مديريت
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
سيد علي شاه صاحبي
وكيل پايه يك دادگستري و مشاور حقوقي ، جزايي ، تجاري ، ملكي و خانواده
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
محمدرضا (فرزاد) جهانشاهلو
مديريت امورمالي(حسابداري-بهاي تمام شده-تجزيه وتحليل صورتهاي مالي)
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
فرشيد سيف
پرتال منابع انساني - نظام جامع منابع انساني - روانشناسي صنعتي و سازماني
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
عباس اسدي
وكيل پايه يك عدليه و مشاورحقوقي در زمينه حقوقي ، جزائي،خانواده،قراردادهاي داخلي وبين المللي ،شركتها
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
عليرضا سربي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
مجله دانش تبليغات
تبليغات
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
عبداله لطفي
بيمه (غير از تأمين اجتماعي) - روابط عمومي و بازاريابي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
سيدرضاحسيني
برندينگ،بازاريابي،خلاقيت،فروش
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
حسين عزيزي نژاد
آموزش و تحقيقات ( در حوزه هاي اقتصاد،حسابداري و مديريت )-مديريت عمومي-بيمه و تامين اجتماعي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
علي كاوه
مقررات مربوط به كاركنان دولت ،مرخصي،ماموريت،حقوق ومزايا،آموزش ،مكاتبات اداري،بيمه پايه و تكميلي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
حسين به افريد
مشاوره حقوقي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
سيد محمود خوش بين
حسابداري و حسابرسي
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
محمدرضا سعادت نژاد
بازاريابي و فروش
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور
گروه مشاوران مديريت - بازاريابي و تبليغات چشم انداز هفتواد
مشاوره مديريت (منابع انساني- استراتژيك- بازاريابي)- تحقيقات بازار- تحليل بازار- تدوين استراتژي هاس ب
مشاهده پروفايل
پرسش از مشاور

فهرست مشاورين
نظر شما چيست




[ مشاهده نتايج | نظرسنجي ها ]

آراء: 0 | نظرات: 0

ثروت آفرينان

  • مشخصات کتاب
  • ثروت آفرينان
    فصل  1 -  ثروت آفرينان
    لسترتارو نويسنده كتاب حاضر استاد نام آور در دانشگاه ام. آي. تي امريكا و يكي از برجسته ترين كارشناسان و تحليلگران اقتصاد سياسي، اجتماعي و جهاني است كه اقتصاد امروزي جهان و تحولات آن را زيرنظر دارد.

    zzzzzzzzzzzzz

    لسترتارو نويسنده كتاب حاضر استاد نام آور در دانشگاه ام. آي. تي امريكا و يكي از برجسته ترين كارشناسان و تحليلگران اقتصاد سياسي، اجتماعي و جهاني است كه اقتصاد امروزي جهان و تحولات آن را زيرنظر دارد.

    وي در اين كتاب ضمن تحليل پديده ها، پيامدهاي مختلف آنها را مي سنجد و هركجا كه لازم باشد هشدار مي دهد. تارو شروع مي دهد كه مبناي ثروت آفريني در اقتصاد امروز، دانش و تخصص است و كارآفرينان از دانش و اطلاعات ثروت مي آفرينند. او هشدار مي دهد كه كشوري كه زير سلطه ترسوها باشد ثروتمند نمي شود و كشوري ثروتمند مي شود كه راه را بر شكوفايي نوانديشان خود بگشايد.

    اين اقتصاد دان برجسته جهاني در كتاب خود از انقلابي خبر مي دهد كه نيروي حركت خود را از مغزها مي گيرد و عصري كه در پيش است عصر استيلاي دانش و تخصص هاي جديد است. تارو تاكيد مي كند كه در اين ميان، نوآوري و خلاقيت است كه ثروت مي آفريند.

    وي در كتاب خود پيام مي دهد كه (نو مي آيد و كهنه را نابود مي كند، سازندگي و انهدام هر دو بايد باشند تا اقتصاد به پيش گام بردارد.) پيام ديگر او به ثروت آفرينان چنين است: سومين انقلاب صنعتي دارد عناصر سازنده هرم ثروت را به ترتيبي جديد از نو مي چيند، كسي به درستي نمي داند كه قاعده بازي چيست؟ برندگان كساني خواهند بود كه ماهيت هرم ثروت را در اقتصاد متكي به دانش زودتر دريابند.

    از تارو علاوه بر اثر حاضر، كتابهاي ديگري نيز منتشر شده است. كتابهاي تارو به پژوهشگران و علاقمندان مباحث اقتصادي جهان امروز كمك مي كند كه واقعيتهاي اساسي را بهتر بشناسند.

    اين كنتاب كه قواعد بازي در قرن بيست و يكم را در مقابل خواننده قرار مي دهد از چهاربخش كلي به نامهاي كاوش در اقتصاد متكي به دانش، باستان شناسي هرم ثروت، جويندگان گنج و سازندگان تشكيل شده است. هر بخش نيز فصلهاي مختلفي را دربرمي گيرد كه تحليل مباحث اقتصدي، اجتماعي، تاريخي و فرهنگي را با ذكر مثال همراه دارد. كتاب نيز حاوي دو مقدمه و يك سرآغاز است كه متن سرآغاز با قلم تارو نويسنده كتاب به رشته تحرير درآمدئه است.

     

    سرآغاز

    كشورهاي قاره اروپا (منهاي انگليس) با دنيايي روبرو هستند كه الگوي موردپسند آنها، يعني اقتصاد بازار اجتماعي از كار افتاده است و روند بلند مدت ميزان بيكاري اين قاره، دائم رو به افزايش است. نرخ بيكاري دو رقمي اكنون پديده دائمي شده است.

    در صنايع انسان ساخته مبتني بر نيروي مغزي جديد قرن بيست و يكم، همه اروپا بازنده است و اروپا در هيچ صنعتي پيشتاز نيست . فاصله اروپا با امريكا روزبروز بيشتر ميشود قاره اي كه فرهنگ را اختراح كرد. اكنون از امريكا فرهنگ وارد مي كند.

    اقتصاد امريكا در پي فروپاشي نظام مالي آسيا، هيچ آسيبي نديد . بيكاري در اين كشور در حد بي سابقه اي پايين است و تورم وجود ندارد. شركتهاي امريكايي دوباره درصدد قرار گرفته اند. در سال 1990، فقط دو شركت از ده شركت بزرگ اول دنيا امريكايي بودند اما در سال 1998 ، 9 شركت از 10 شركت اول دنيا امريكايي اند. اكنون از 25 شركت بزرگ جهان، 20 شركت امريكايي هستند. وقتي كه نوبت به اقتصاد متكي به دانش ميرسد هيچ كشوري از امريكا جلوتر نيست. با وجود اين احساس نگراني پنهان در امريكا وجود دارد وقتي كه اقتصاد در اوج باشد بسياري ممكن است در سراشيبي درغلطند.

    امروز در امريكا طبقه وسط روزبروز كوچكتر مي شود برخي به طبقه بالاتر صعود مي كنند اما بيشتر آنها به طبقه پايين فرو افتند. با وجود رونق اقتصادي؛ سالي 500 تا 700 هزار كارگر از شركتهاي سودآور اخراج مي شوند. در سال 1998 حدود 680.000 نفر از كار خود بيكار شدند. دستيابي به شغل دلخواه و مادام العمر حتي براي فارغ التحصيلان دانشكده ها دشوار است. از همه بدتر اينكه رشد بهره وري نسبت به دهه 1990 به يك سوم كاهش يافته است. در نهايت اين رشد بهره وري است كه به ايجاد ثروت واقعي مي انجامد. در آغاز قرن بيست و يكم، شش فناوري جديد ميكروالكترونيك، فناوري رايانه اي، مخابرات و ارتباطات دوربرد، مواد جديد انسان ساخته ، رباتها و بيوتكنولوژي ، دست در دست يكديگر گذاشته اند تا دنياي اقتصادي نو و بسيار متفاوتي را بسازند.

    پايه هاي قديم كاميابي فرو ريخته است. در تمام طول تاريخ بشر، منشاء كاميابي دستيابي به منابع طبيعي مانند زمين، طلا و نفت بوده است. ناگهان ورق برگشته و دانش به جاي آن نشسته است. اين عصر، عصر صنايع انسان ساخته برپايه دانايي و توانايي هاي معزي است. بيل گيتس ثروتمندترين مرد دنيا مالك چيزهاي ملموس نيست- نه زمين دارد، نه طلا، نه نفت، نه كارخانه، نه فعاليت صنعتي ديگر و نه ارتش و سپاهي- اين نخستين بار در تاريخ بشر است كه ثروتمندترين مرد دنيا فقط دانش دارد و بس. دانش، پايه جديد ثروت است.

    در گذشته وقتي كه سرمايه داران از ثروت خود سخن مي گفتند منظورشان مالكيت بر كارخانه و تجهيزات و منابع طبيعي بود. در آينده وقتي كه سرمايه داري از ثروت خود سخن بگويد سخن او بر سر ميزان دستيابي او بر دانش خواهد بود.

    ملتها چگونه بايد ساختار و سازمان خود را عوض كنند تا محيطي ايجاد شود كه بذر دانش در آن برويد و راه را بر افزايش ثروت ملي بگشايد. در آينده چگونه ميتوان فناوري هاي نو را بر بناي هرمهاي ثروت بلندتر و عريض تر به كار گرفت؟

    براي بناي هرم ثروت پايدار، ابتدا بايد چشم انداز اقتصادي جديد را بشناسيم. هرم ثروت جديد جايي در درون اين چشم انداز قرار دارد ، بدون شناخت و اطلاعات درست، جويندگان گنج نمي توانند به ثروتهاي نهفته در درون هرم دست يابند. انسانها بايد كاشف، باستان شناس و جوينده گنج باشند تا گنج ثروت را در آغوش بگيرند.

     

    بخش اول: كاوش در اقتصاد متكي به دانش

    فصل 1: چشم انداز اقتصادي

    با آغاز قرن 19 و پايان كشاورزي، انقلاب سنعتي اول پديد آمد. در آغاز سده بيستم با ورود برق به صحنه زندگي، انقلاب صنعتي دوم رخ داد. امروز سومين انقلاب صنعتي در جريان است. ميكروالكترونيك، رايانه، مخابرات و ارتباطات دوربرد، مواد مصنوعي، ربات و بيوتكنولوژي همه شئون زندگي را دگرگون مي سازند. در انقلاب صنعتي سوم، فناوري ها با نان سرعتي در حال تغييرند كه كسي نمي تواند فعاليتهاي سودآور آينده كدامند/.

    در اقتصاد متكي به دانش، دستيابي به سودهاي با ثبات، دشوار است.

    مديرعامل امروزي تكيه گاه اقتصادي ثابتي نخواهد يافت. همه مديران بايد بدون وجود پايه هاي ثابت، برنامه هاي خود را بريزند و اجرا كنند.

    همانطور كه انقلاب صنعتي دوم، اقتصاد محلي را به اقتصاد ملي تبديل كرد، انقلاب صنعتي سوم اقتصادهاي ملي را به سوي اقتصاد جهاني سوق داد. اين نخستين بار در طول تاريخ است كه شركتها و بنگاههاي اقتصادي از جايي در دنيا مي خزند كه قيمتها پايين تر است و در جايي از دنيا مي فروشند كه قيمتها بالاتر است. امريكايي ترين شركت امريكايي يعني كوكاكولا 80 درصد محصول خود را در خارج از امريكا مي فروشد و باز نخستين بار است كه امريكايي ترين محصول امريكا، يعني خودرو ، متشكل از قطعاتي از سراسر جهان است.

    وقتي كه جهان از اقتصاد محلي به اقتصاد ملي گذر مي كرد، دولتهاي ملي وجود داشتند و آماده بودند كه اداره فرايند را ياد بگيرند. اما اكنون به عكس، دولتي در جهان وجود ندارد كه امروز اداره اقتصاد جديد جهاني را بياموزد.

    نهادهاي بين المللي موجود مانند بانك جهاني، صندوق بين المللي پول، سازمان ملل و سازمان تجارت جهاني براي برخورد با اقتصاد جهاني تاسيس نشده اند.

    كوتاه سخن اينكه تاسيس حكومت جهاني، در آينده اي نزديك متصور نيست در نتيجه جهان داراي اقتصاد جهاني خواهد شد بي آنكه حكومت جهاني داشته باشد.

    ثروت بايد در اقتصاد جهاني تحصيل شود كه آرام و بي دردسر نخواهد بود و گاه به گاه توفانهاي اقتصادي كاملاً دور از انتظار ايجاد خواهد كرد. چنين توفاني در 1997 آسيا را دربرگرفت . بحراني كه تا نيمه سال 1999 گسترش يافت و تقريباً بر اقتصاد همه كشورها تاثير گذاشت.

     

    ادغام

    در اقتصاد جهاني ، دولتهاي ملي قدرت خود را براي اداره نظام اقتصادي از دست مي دهند. بازارهاي مالي جهاني نمونه اي بارز است. اين اتفاق در زمينه هاي ديگر نيز مي افتد.

    بادهاي تغيير برخود كشورها نيز وزيدن گرفته است. به جاي شوروي سابق ، 15 كشور سر برآورده است. يوگسلاوي به 5 يا شايد 7 كشور تبديل مي شود. اندونزي بعيد است كه كشوري واحد بماند. به تدريج كه قدرت و حيطه عمل دولتها كاستي مي پذيرد نقش شركتهاي جهاني افزايش مي يابد. نها بيش از پيش مي توانند كشورها را به جان هم بيندازند.

    اما شركتها هم مانند كشورها درگيرودارند. ادغامهاي 4/2 تريليوني سال 98 از ادغامهاي سال 90، پنج برابر و از سال پرادغام 50 ، 97 درصد بيشتر است. در سال 97 مرسدس بنز كرايسلر را خريد و بانك آلماني ، بانكرز تراست را ، اين شركتهاي جديد چه هستند؟ آلماني، آمريكايي يا جهاني؟ البته كه جهاني هستند.

     

    فصل 2 : چشم درخشان بر بالاي هرم ثروت

    بيل گيتس ثروتمندترين در جهان است. ارزش خالص دارايي او در پايان سال 98 بيش از 83 ميليارد دلار بود، يعني برابر با ثروت 110 ميليون امريكايي كه در پايين ترين حد هرم ثروت قرار دارند. گيتس نماد ثروت عظيمي است كه در پايان قرن بيستم، در دوره سومين انقلاب صنعتي جمع شده است.

    ثروت هميشه در سلسله مراتب قدرت، مهم بوده است. اما رفته رفته ميرود كه معيار منحصر به فرد ارزش شخصي قرار گيرد.

    دستاوردها غالباً با معيار ثروت زايي سنجيده مي شوند. تصوير مايكل جردن روي جلد مجله فورچون ظاهر ميشود و نام او به خاطر پولي كه درمي آورد بر سر زبانهاست- بيشتر اين پول در خارج از زمين بسكتبال درمي آيد. جوانان با استعداد و بلندپرواز نيز روزبروز بيشتر نيروي خود را بر هدف تحصيل ثروت متمركز مي سازند.

     

    بهترين دورانها

    انسانه در بزرگترين دوران فناوري خود زندگي مي كند. يكي از شگفتي هاي اين دوران، دنياي رنگارنگ رايانه است. امكانات فني جديد، آهنگ توليد ثروت را نسبت به گذشته سريعتر ساخته است. امريكا در 15 سال گذشته بيشتر از تمام طول تاريخ خود، ميلياردر ساخته است. در سال 1982، 13 ميليارد وجود داشت اما تا سال 1998، 176 ميلاردر ديگر به آنها اضافه شدند.

    ثروتمندترين امريكائيان ثروت خود را پنهان نمي كنند بلكه پيوسته مي كوشند تا نام خود را در ليستهاي ثروتمندترين ها وارد كنند تا به عنوان برندگان اقتصادي شناخته شوند اين دوران، بهترين دوران مردم امريكاست.

    در قرم بيستم پيشتازي اقتصادي به شكل سرمايه گذاري روشمند و منظم در تحقيق و توسعه به منظور اختراع فناوري هاي جديد جلوه گر شد. بهره برداري از اين توانايي مستلزم اين بود كه نظامهاي آموزشي عوض شوند، اما هيچ كشوري در رها كردن نظام آموزشي قديم و روي آوردن به آموزش و پرورش همگاني فناورانه و سريعتر از آنريكاييان عمل نكرد. امريكا با استفاده از اين پايه آموزش همگاني به عنوان ثروتمندترين كشور جهان، جاي انگليس را گرفت.

    پس از تحقيق و توسعه، دومين اختراعي كه در دهه 1890 انجام شد و ماهيت پيشرفت اقتصادي را تغيير داد، اختراع برق بود. استفاده از نيروي برق به ظهور صنايع جديد انجاميد و فرايندهاي توليدي همه صنايع را از بيخ و بن عوض كرد.

    در دومين انقلاب صنعتي، فعاليتهاي كاملاً متفاوتي سربرآوردند. كارآفرينان كسب و كارهاي جديدي راه انداختند و فناوري هاي نو را به كار گرفتند. تا صنايع قديم را متحول سازند. در نتيجه هزينه ها به نحو چشمگيري كاهش يافت. كاستن هزينه ها از كاستن قيمتها سريعتر شد و سودها سير صعودي پيدا كرد. بانيان و صاحبان شركتهاي داخلي جديد، فوق العاده ثروتمند شدند و ناگهان نسلي با ثروت هنگفت پديد آمد.

    قاعده اول: كسي از راه پس انداز خود به ثروتي هنگفت نرسيده است. ثروتمندان در پي يافتن فرصتهايي اند كه در شرايط عدم تعادل هاي بزرگ، سرمايه گذاري كنند. راكفلر و بيل گيتس هر دو همين كار را كرده اند. در هر دو مورد پس انداز دوران عمرشان بخشي كوچك از كل ثروت آنها را تشكيل مي دهد. كسي كه پول خود را با دقت پس انداز و در شرايط تعادل طبيعي سرمايه گذاري كند مي تواند در سن بازنشستگي خود راحت باشد اما هيچگاه ثروتمند نخواهد شد.

     

    فصل 3: يافتن (واز دست دادن ) گنجهاي هرم ثروت

    وقتي كه فناوري هاي دگرگون ساز جديد به ميدان مي آيند، شركتهاي قديمي بايد خود را نابود سازند تا نجات يابند. البته شركتهاي جديد از اين امتياز بزرگ برخوردارند كه مجبور نيستند خود را منحل كنند تا نجات يابند. بزرگترين تحولات سومين انقلاب صنعتي را ميتوان در سطح خرده فروشي ملاحظه كرد. فروش در اينترنت در هر 5 سال ده برابر شده است. خريد الكترونيكي هميشه از خريد سنتي ارزان تر در مي آيد. اين فناوري جديد ، به شركتهاي بسيار كوچك امكان مي دهد كه با وال- مارت يعني بزرگترين بنگاه خرده فروشي امريكا رقابت كنند.

    جهاني شدن ، سفرهاي تجارتي را افزايش مي دهد. اما كنفرانسهاي ويدئويي اين نوع سفرها را كاهش مي دهد، كدام روند غالب خواهد شد؟

    با ارسال گزارش الكترونيكي به رئيس، رده هاي ضروري مديريت، مكان استقرار رئيس و نياز به ستادهاي مركزي شركتها، تغيير مي كنند.

    گذر از اقتصاد ملي به اقتصاد جهاني، موجب پيدايش شركتهاي جديد بزرگتر جهاني خواهد شد. بيشتر شركتهاي بزرگ امريكا، دست كم نيمي از محصولات خود را در خارج از امريكا مي فروشند . سفارش ساخت به خارج ، توليد جهاني و فروش جهاني، همه اينها حلقه هاي اتصال زنجيره اي واحد هستند. در جايي كه شركتها جهاني نيستند، از راه ادغام، جهاني مي شوند مانند يكي شدن مرسدس بنز با كرايسلر.

    قاعده دوم: شركتها و بنگاههاي موفق بايد وضع موجود خود را بر هم بزنند تا نجات يابند. نظم كهنه را بايد زماني كه هنوز سرپاست دور بريزند تا بتوانند نظم نو را به جاي آن بسازند. اگر خود را در آب فرو نبرند ، ديگران سرشان را زير آب خواهند كرد.

    سومين انقلاب صنعتي راه را بر ايجاد ثروت مي گشايد . فناوري هاي جديد به معناي تغيير است و تغيير به معناي برهم خوردن تعادل است. در شرايط عدم تعادل (وقتي كه عرضه پاسخگوي تقاضا نباشد) بازده اقتصادي و رشد اقتصادي افزايش مي يابد. برندگان، فناوري هاي جديدي را مي شناسند و مهارت آن را دارند كه از موقعيتهاي جديد بهره برداري كنند اين است كه ثروتمند مي شوند.

    گاه كارآفرينان، فرصتهاي جامعه شناختي را براي تغيير عادتهاي انساني درمي يابند و عدم تعادل ايجاد مي كنند. مشكل به دست آمده از عدم تعادل جامعه شناختي اين است كه اين ثروت حاصل جابجايي و انتقال ثروت موجود است نه ايجاد ثروتي جديد.

    نوع ديگر عدم تعادل، چيزي است كه مي تواند عدم تعادل مرتبط با توسعه ناميده شود. تفاوت بسيار زياد سطح درآمد كشورها فرصتهايي ايجاد مي كند و فعالان اقتصادي مي توانند فعاليتهاي جهان توسعه يافته را در جهان توسعه نيافته تكرار كنند.

    دو ثروتمند چيني از فرودگاه هنگ كنگ راهي ونكور در كانادا بودند. آن دو مي گفتند وانكور از نظر اقتصادي بياباني بيش نيست . پاسخ نويسنده كتاب اين است كه در كانادا عدم تعادل ناشي از توسعه وجود ندارد. در هنگ كنگ اين دو مرد از راه بهره برداري از تفاوتهاي بين جهان توسعه يافته و چين فقير كه اكنون درهاي خود را گشوده است ثروتمند شده اند.

    قاعده سوم: شركتهايي كه مي خواهند رشد سريع و سودي كلان داشته باشند بايد از عدم تعادلهاي ناشي از تحول فناوري بهره برداري كنند ، از تعادلهاي ناشي از توسعه بهره برداري كنند، يا اينكه عدم تعادلهاي جامعه شناختي ايجاد كنند. فعاليتهاي ديگر هرچه باشند رشد مي كنند و بازدهي اندك دارند.

     

    بدترين دورانها

    ثروت واقعي از راه گرفتن وقت از فعاليتهاي ديگر نظير تفريح و اوقات فراغت و صرف آن در راه پول درآوردن حاصل نمي شود. ثروت واقعي از راه افزايش آن چيزي بدست مي آيد كه بهره وري نيروي كار ناميده مي شود. اين امر در مورد ثروت ايجاد شده از راه سرمايه گذاري در كارخانه و تجهيزات نيز صادق است.

    گردآوري ثروت از راه انهدام منابع طبيعي يا آوارده كردن طبيعت و محيط زيست، ثروت واقعي ايجاد نمي كند. اگر شيوه ساخت و استفاده از محصولات به طبيعت و محيط زيست آسيب نرساند، بهره وري منابع طبيعي و زيست محيطي افزايش يافته و ثروت واقعي ايجاد شده است. بهره وري گنج راستين نهفته در درون هرم ثروت است. بيرون هرم بدون رشد بهره وري، نمايي باشكوه اما توخالي است. مرد بسياري از افراد واقع در پايين هرم اجتماعي رو به افزايش نخواهد بود مگر اينكه پايه هاي رشد بهره وري محكم باشد.

    فاصله بين شركتهاي موفق و ناموفق روزبروز بيشتر مي شود. كسانيكه استراتژي شركتها را توصيه مي كنند راه را فقط براي بازيگران جهاني بسيار بزرگ يا بازيگراني كوچك كه در گوشه اي از اقتصاد جهاني پاي كوچكي پيدا كردئه باشند باز مي بينند. شركتي كه نه بزرگ باشد و نه كوچك و در بازار داخلي كار كند، محكوم به زوال است.

    اين امر در مورد كشورها نيز صادق است. در دهه هاي 1950، 1960 و 1970 ، اختلاف درآمد سرانه بين كشورها رو به كاستن بود. اما اكنون در حال افزايش است. بخشهاي وسيعي از آسيا پايين تر از جايگاه سال 1997 خود قرار دارند در اين ميان استثناي بزرگ چين است. رشد اقتصادي سريع اين كشور، سطح زندگي بيش از يك پنجم مردم جهان را پيوسته افزايش مي دهد. در درون جهان اول، روند برابرسازي پايان يافته است. براي مثال، شكاف درآمد امريكا و كانادا در دهه 1990 به 33 درصد رسيده است.

    براي كساني كه بخواهند نابرابري اقتصادي فزاينده بين اشخاص، بين شركتها و بين كشورها را كاهش دهند، مهمترين نكته اين است كه چگونه بناي هرم ثروت را در اقتصادي كه پايه هاي آن بر دانش استوار است درك كنند.

     

    بخش دوم: باستان شناسي هرم ثروت

    فصل چهارم: سازمان اجتماعي

    هرم ثروت با سازمان اجتماعي آغاز ميشود. فقيرترين كشورهاي دنيا با هرج و مرج و توانايي در سازماندهي جامعه دست به گريبان اند. نظامهاي اجتماعي در برابر تغيير مقاومند، اما دست روي دست گذاشتن و ناظر به وخامت گراييدن مسايل ماندن، پايان بدي دارد و بزرگترين ملتها را به زانو درمي آورد.

    توانايي تغيير اجتماعي اكنون در هر يك از سه منطقه اقتصادي عمده جهان در معرض آزمون قرار گرفته است. ژاپن بايد از جلد سازمان اجتماعي كهنه درآيد تا بر از هم گسيختگي مالي خود كه به ركودي ده ساله انجاميده فائق آيد. كارآفرينان اروپايي در دومين انقلاب صنعتي نقش عمده داشتند اما در سومين انقلاب صنعتي حضور ندارند. اروپا بايد خود را دگرگون كند تا كارآفرينان او دوباره سربرآورند. نظام آموزشي آمريكا ديگر در زمره بهترين هاي جهان نيست امريكا بايد خود را از نو بيافريند.

     

    مراحل سه گانه

    توسعه اقتصادي با توانايي سازماني در تجهيز منابع آغاز مي شود. گام اول در اينجام تجهيز نيروي كار بود. آسيا با كارگر فراوان و منابع طبيعي اندك، در نيمه دوم قرن بيستم به دنبال بسيج سرمايه رفت و نرخهاي پس انداز را تا سطح بي سابقه اي بالا برد و در پي آن رشد اقتصادي سريع حاصل شد.

    دومين مرحله توسعه اقتصادي، تقليد و كپي برداري براي رسيدن به دانش فني است. امريكا در فناوري، برانگليس پيشي گرفت زيرا نظام آموزش و پرورش او بهتر بود. ژاپن در دهه 1980 در بسياري از صنايع، امريكا را پشت سر گذاشت، زيرا نيروي كار او بالاتر بود.

    در سومين مرحله توسعه اقتصادي، رشد بهره وري آغاز مي شود. در اين مرحله دانش بالنده است كه حرف اول را مي زند. تحولات بزرگ ناگهاني در فناوري، به پرش رشد بهره وري مي انجامد.

    سومين انقلاب صنعتي، عناصر سازنده هرم ثروت را به ترتيبي جديد از نو مي چيند. برندگان كساني خواهند بود كه ماهيت هرم ثروت را در اقتصادي متكي به دانش زودتر دريابند.

     

    فروپاشي هاي مالي

    فروپاشي هاي مالي، پيامد جهاني شدن نيستند. اين نوع فروپاشي ها پيش مي آيند. هرجامعه سرمايه داري كه نتواند با آن مقابله كند به زحمت مي افتد.

    وقتي كه جامعه اي نتواند با واقعيتهاي محيط خويش روبرو شود، ثروت خود را بر باد مي دهد. فروپاشي بازار مالي ژاپن در عرض ده سال، شمار ميلياردهاي ژاپني را از 41 به 9 كاهش داد. در بقيه آسيا و در همه كشورهاي در حال توسعه نيز همين اتفاق افتاد.

    قاعده چهارم: درك و تشخيص و پذيرفتن محدوديتهاي برخاسته از ضعف هاي ذاتي خود، آغاز خردورزي سازمانهاست. راز كاميابي در به كارگيري منابع خويش در جاهايي است كه اين ضعف ها خود را نشان ندهند.

     

    افزايش صادرات

    اگر اعداد و ارقام صادرات كشورها را جمع بزنيم سر به 250 ميليارد دلار مي زند، يعني دولتهاي جهاني بايد صادرات خالص كشورهاي خود را به بيش از 250 ميليارد دلار برسانند تا خود را از بحرانهاي كنوني بيرون بكشند. براي رسيدن به چنين مبلغي فقط به سه منطقه جهاني ميتوان چشم دوخت: ژاپن، اروپا و امريكا.

    ژاپن خود نياز به افزايش صادرات دارد. اروپا نيز هيچگاه بازاري بزرگ براي محصولات صنعتي كشورهاي در حال توسعه نبوده است. اما در عمل بازار امريكا اولين، آخرين و بازار منحصر به فرد همه كشورهاي جهاني است. در اين صورت اگر اقتصاد امريكا دچار ركود شود، برنامه هايي كه كشورها براي صادرات خود چيده اند به جايي نخواهد رسيد.

     

    سقوط قيمتها

    بزرگترين خطري كه رونق اقتصادي جهان را تهديد مي كند از انقباض يا كاهش عمومي قيمتها برمي خيزد نه از كندشدن آهنگ رشد اقتصادي امريكا. كاهش عمومي قيمتها، رشد محصول ناخالص داخلي را منفي مي سازد. شواهد نشان مي دهد كه جلوگيري از سقوط عمومي قيمتها بعد از شروع آن بسيار دشوار است.

    سير نزولي قيمتها تا حدي ناشي از فناوري هاي جديد است. اما عوامل ديگر نيز دركارند. جهاني شدن بر سر قيمتها مي زند. توليد از جاهاي پرهيزينه به مكانهاي كم هزينه برده ميشود و در نتيجه قيمتها رو به كاهش مي گذارند. بحران مالي آسيا فشار بر كاهش قيمتها را افزايش داده است. كاهش كاركنان شركتها و سفارش برخي از قطعات يا محصولات به ديگران نيز در كاهش قيمتها نقش داشته است. كارخانه داران، صاحبان معدن و بخش ساختمان مي توانند قيمتها را پايين نگاه دارند زيرا به ذخاير عظيمي از نيروي كار ارزان دسترسي دارند.

    متوقف ساختن سقوط قيمتها (انقباض) كار آساني نيست . راه درست، پيشگيري است.

    قاعده پنجم: انسانها ياد گرفته اند كه در گيرودار تومي متوسط،‌اقتصادهاي سرمايه داري را اداره كنند، اما در بحبوحه اقتصادي خفيف درمي مانند و كاري از دست آنها ساخته نيست. اگر بين تورم و انقباض با نرخي برابر يكي را بايد انتخاب كنيد تورم را برگزينيد.

     

    نتيجه

    روزگاري ملتها و كشورها بايد توانايي سازماندهي خود را پيدا مي كردند تا توفيق يابند. اما امروز اين جهان است كه بايد خود را سازمان دهد تا زمينه توفيق را براي كشورها مهيا سازد.

     

    فصل پنجم: مهارتهاي كارآفريني

    كارآفرينان و سازمان اجتماعي به ظاهر در دو قطب مخالف قرار دارند. اما در باطن پيوندي نزديك به يكديگر دارند و پايه هاي هرم را تشكيل مي دهند. تغيير و تحول به مردان و زناني تكيه دارد كه امكان انجام كارهاي جديد را تشخيص دهند و براي انجام آن به ميدان بيايند. سازندگي و انهدام، هر دو بايد باشند تا اقتصاد رو به پيش گام بردارد. تلويزيون مي آيد و صنعت سينما را از سكه مي اندازد تا اينكه اين صنعت با اختراع دستگاه ويدئو رونق خود را باز مي يابد. كارآفرينان محور اصلي فرايند انهدام سازنده اند، زيرا آنان كساني اند كه فناوري هاي جديد و مفاهيم نو را در صنعت و تجارت به كار مي برند. اينها كارگزاران تغيير سرمايه داري اند.

  • فصل  1 - زندگي بيل گيتز
  • فصل  1 - عذر خواهي يك دقيقه اي
  • فصل  1 - چگونه مي توان پيروز شد؟
  • فصل  1 - كليد هاي طلايي مديريت منابع انساني
  • فصل  1 - ثروت آفرينان
  • فصل  1 - اخلاق توليد پول
  • فصل  1 - قيمت‌ها همه جا حضور دارند
  • فصل  1 - هفت عادت در زندگي افراد تاثيرگذار
  • فصل  1 - كتاب مسووليت اجتماعي بنگاه‌ها
  • مشخصات ثبت اطلاعات

    مشخصات ثبت اطلاعات
    ثبت کننده: مديريت رازنامه
    تاريخ ثبت: 1388/12/09
    بروزرسانی: 1388/12/12
     

    آمار مشاهده اطلاعات
    تعداد کل: 1904 کاربر پورتال: 31 ميهمان: 1873 آخرين مشاهده: 1393/05/17


    آمار ثبت توضيحات
    تعداد کل: 0 کاربر پورتال: 0 ميهمان: 0 آخرين ثبت:


    آمار ثبت پرسش و پاسخ
    تعداد کل: 0 کاربر پورتال: 0 ميهمان: 0 آخرين ثبت:


    نظرات خود را در رازنامه ثبت کنيد ارسال محتوا به دوستان
    سوال خود را از رازنامه بپرسيد در رازنامه با دوستان خود در ارتباط باشيد
    در رازنامه با دوستان خود در ارتباط باشيد

    امتيازات کاربران

    امتياز کل امتياز کاربران ثبت شده امتياز کاربران ميهمان
        تعداد کاربر: 0     تعداد کاربر: 0     تعداد کاربر: 0
    امتياز: 0 از 100 امتياز: 0 از 100 امتياز: 0 از 100
       
    آخرين تاريخ امتيازدهي:     به اين مورد نمره بدهيد:

    پرسش و پاسخ

    نظرات و پيشنهادات


    |دريافت آخرين اطلاعات رازنامه
    با ثبت پست الکترونيکي خود و يا دوستان خود هميشه از آخرين اطلاعات سايت آگاه شويد.

    دريافت آخرين اطلاعات رازنامه

    |برگزيده رازنامه
    تمامي حقوق طراحي ,ساخت وعرضه متعلق به مشاوره مديريت رازنامه مي باشد.
    شرايط و مقررات استفاده از رازنامه .

    انگليسي   فرانسوي   اسپانيايي   ايتاليايي   آلماني   عربي   روسي   ژاپني   کره      پرتغالي   ترکي   چيني